خرید بک لینک

سلام خدایا بیداری بعد از خستگی امروز وکارزیاد تو خونه وسر وکله زدن بادخترم ..که دیگه واقعا خسته روحیم ..حالا تدتاریکی شب که همه خوابن ..بااینکه خسته ام از فکرو خیال این روزام خواب به چشمم نمیاد ..خدایا توخیلی صبرت زیاده امامن کم اوردم چراروزای خوشت برای من زود گذشت چرا ارومم نمیکنی چراحاجتامو نمیدی اره اگه پیش دیگران هی ناله کنم واز نداری ..واز چیزای مسخرشون ..بگم بیشتر میدی نه ؟من خسته ام خدااصلا بهم توجه نومیکنی برات مهم نیست چی سر خودم داره میاد ..من یه خونه ازت خواسته بودم شوهرم که فقط تو فکر کمک به دوستاش امامن چی من دیگه تحمل مستاجری رو ندارم..بااین سری که گرفته داره ارزوهام به باد میره پیرشدم خداازبس خواستم وندادی ...چقدر غصه وفکر کنم..کمکم کن تنهام

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: يکشنبه 13 مرداد 1398 ساعت: 20:06

صفحه بندی