سلام اقای من ازیکی از همکاراش ادرس دکترشارمی روگرفت ولی وقتی زنگزدم گفدن هفت ماهه نیس ودکترمومن زاده بجاش هست وگفت اگه کاری ازدستش بربیادانجام میده واسه فرداش نوبت گرفتم دقیقااوایل ابان ماه ..بلاخره پیشش رفتیم بااقام واجی گلی وباروی خوش برخوردکردخیلی جوونهوسرحال سمانه ازش خاست خودش یه دکترجورکنه واون زنگ زدبه دکترداخلی وی ه نامه برای کمردردم جورکرد همون روز رفتیم اونجاکنارمطب دکترمومن زاده بودبخاطرحرف دکترنامه رودادوگفد رو طبیعی هم فک کن دخترم دکترخوبیه وقت میزاره واسه مریضش تالحظه اخر...خلاصه باخوشحالی گرفتم وقرارشددوشنبه براش ببرم که میشه ده ابان ۹۵..گفد سریع بیاکه یافامیلی یاولیعصرنامه بدم خلاصه نامه رودادباهمسری صبحش رفتیم فامیلی گفت بعدظهراز چهارتاهشت زنگ بزن جواب وبگیرکه ایاقبول میکنن یانه..خلاصه بعدظهری بااسترس زنگ زدم ناممو پیدانکردن از خوش شانسی...ساعت هفت ونیم همسری گفت زنگ بزن ایناگیجن خلاصه باززنگ زدم گفتن مسئولش نیس زنگ میزنیم جواب نمیده گفت فردانه صبح زنگ بزن...ولی بعدپنج دقیقه خود ش زنگزدکه تاییدشده خداروشکر گفتم وقرارشد سه روز قبل عمل بریم براتشکیل پرونده به مادرشوهرم که گفتم سزارین گفت چراگفتم دکترتشخیص داد بچه بدبمونه که نمیشه...خلاصه خ.شحالم که بعددنگووفنگ زیادتاییدشد چهارشنبه برای اخرین بار پیش دکترم رفتم خوشحال شد که نامه تاییدشده گفت یه دختره زنگ زده بود وگریه میکردمیگفت تاییدنشده یاد توافتادم..اخه اون روز تومطب من واقامو وسمانه خیلی دیربخاطرترافیک وهوای بارونی رسیدیم ودیگه داشتن میبستن..ودکترم مونده بودبخاطرم..خلاصه برای اخرین بارقلب بچه ووزنموچک کرد ۸۳کیلو شدم وصدای بچموضبط کردم گفت بچت جون داره یه توضیحاتی ماماش برای بعدعمل کرد...وگفت تاهفته بعدنیابیستم ابان عمل زد واسم..ومن باهمسریواجی باخوشحالی برگشتم اقام گفت دیدی گفتم نگران نباش...همه چی درست میشه...گوش نمیکردی ..
برچسب:
نویسنده: پارسا رستمیان
تاريخ: سه
شنبه
18 آبان
1395 ساعت: 8:47